| آموزنده خوشبختی مثل یه توپه وقتی میغلته دنبالش میری و وقتی میاسته به اون لگد میزنی |
|
لیلی
| آموزنده خوشبختی مثل یه توپه وقتی میغلته دنبالش میری و وقتی میاسته به اون لگد میزنی |
|
کاشکی بودی و میدیدی دلم داره میمیره کاشکی بودی و می ديدی که بهونت و ميگيره می دونی عطر نفس هات چی به روز من آورده؟ می دونی دوری دستات اشکمو باز درآورده؟ جای انگشت های نازت چی بزارم توی دستم؟ می دونم ! ياس و بنفشه که بگم عاشقت هستم کاشکی بودی و می ديدی که دلم داره ميميره کاشکی بودی و می ديدی که بهونت و ميگيره می دونی عطر نفس هات چی به روز من آورده؟ می دونی دوری دستات اشکمو باز درآورده؟ جای انگشت های نازت چی بزارم توی دستم؟ می دونم ! ياس و بنفشه که بگم عاشقت هستم کاشکی بودی و سرت رو باز می ذاشتی روی شونم باز می ذاشتی و می گفتم تويی اون همه بهونم به خدا فرض محال که يه دم بی تو بمونم تو شدی همه وجودم تويی رنگ آسمونم عمريه در طلب تو سوختم و مثل کويرم |
| چقدر
سخته تو چشمای کسی که تموم عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی وبه جای اینکه لبریز کینه ونفرت بشی حس کنی که هنوزم(دوستش داری)، چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری ،چقدر سخته گله آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی وهزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک... |
|
رسم زندگی این است
روزی کسی را دوست داری
و روز بعد تنهایی
به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده
مثل یک مهمانی که به آخر می رسد
و تو به حال خود رها می شوی
چرا غمگینی ؟
این رسم زندگیست
پس تنها آوازبخوان............. |
توجه توجه بچه ها خواهــــــــــــــــــــش میکنم تو نظر هاتون آدرس وب بزارید چون من اذیت میشم نمیفهمم کی هستید الان یه نفر گفته سلام زری ام یه حرفایی گفت که حالا خصوصیه ولی چون نفهمیدم کیه اعصابم به هم ریخت |
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد آغاز کسی باش که پایان توباشد |
![]() ![]() |
![]() |
|
| دیشب با دوستم رفته
بودم رستوان.... روبروی تخت ما یه دختر و پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود، معلوم بود با هم دوست هستند، اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد.... قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست، دختره شروع کرد به آمار دادن، سرمو انداختم پایین... . دفعه بعدی تحریک شدم با نگاه بازی کردیم. خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم، با نگاهش قبول کرد، بلند شدن ، پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به تخت ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت ، براش نوشته بودم ..... ..... خیـــــــلی پستی. |
|
چرا آدمـــا نميـــدونن بعضـــــــی وقتهــــا خـــــداحافـــــظ يعنـــــــی : " نــــذار برم " یعنی بــرم گــــردون سفــــت بغلم کـــن ســـــرمو بچـــــسبـــون به سينــــه ت و بگــــــو : "خداحافظ و زهــــر مـــار" بيخــــــود کــــردی ميگی خدافـــــظ مگـــــه ميـــذارم بــــری؟!! مــــــگه الکيــــــــه! |
"روياي دل"
اي كه از جان مي بري سوداي دل گوش كن بر زمزمه،نجواي دل از همان روزي كه ديدم روي تـــو مـــــي شنيدم از نفس،آواي دل از همان لحظه تو بـــــودي يار من يار غم،يار خوشي،همـــراه دل لحظه در دل و جانم بــــودي پس شدي تنها در اين دنيــاي دل اشك ها همچون به ياري هــــــم نوا در نبود تو شدند هميــــــــار دل خون جاري مي شد از چشمان غــم گريـــه ها كم كم شدند درياي دل در فراغت جسم و جان در من نبود كاش زود تر مي شدي آشناي دل حـــــال در انديشـه ام با تو خوشـم ديدن روي تو شـــد رويــــاي دل |
من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم. ای بهار زندگی ام اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارد بــرگــرد باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده. بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد. |